قبول!
تو خدا باش و من...
فقط، يادت باشد
سكانس سيب را
از اين تراژدي حذف كني...
"سارا خوشكام"
نوشته شده توسط نعیمه در چهارشنبه بیستم آبان 1388 ساعت 22:22 موضوع | لینک ثابت
پرسیده بودی
آیا شبیه دیروز هستم؟
به گمانم
آری!
هنوز به خاطره هایت پاسوز هستم
امروز،
اگر بيايي،
هنوز هم،
هستم...
"احسان پرسا"
نوشته شده توسط نعیمه در یکشنبه دهم آبان 1388 ساعت 19:57 موضوع | لینک ثابت
بسترم
صدف خالی یک تنهایی است
تو
چون مروارید
گردن آویز کسان دیگری
"هوشنگ ابتهاج"
(تقدیم به آخرین برگی که از درخت زندگی ام افتاد...)
نوشته شده توسط نعیمه در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 ساعت 18:22 موضوع | لینک ثابت
دلم تنگ شده برای روزهایی
كه دلم مي لرزيد
اين روزها
زلزله هم از اين حوالي عبور نمي كند...
نوشته شده توسط نعیمه در دوشنبه ششم مهر 1388 ساعت 12:21 موضوع | لینک ثابت
تابستان رفت
پاییز آمد.
مهر نه...
"پژمان الماسی نیا"
نوشته شده توسط نعیمه در چهارشنبه یکم مهر 1388 ساعت 0:0 موضوع | لینک ثابت
با حسرتی خاموش
روبروی آینه
دنبال می کنم
رد خنده های گم شده ام را
از گوشه ی لب...
تا نیمه راه بناگوش
"روی شانه های باد"
نوشته شده توسط نعیمه در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 ساعت 22:48 موضوع | لینک ثابت
نگاه کن!
ته خط
سر همین کوچه ایست،
که ما ایستاده ایم...
با این پنجره های بسته،
هرقدر هم که روی پنجه ها بلند شوی،
پرده ها،
کار خود را کرده اند...
نوشته شده توسط نعیمه در شنبه بیست و یکم شهریور 1388 ساعت 22:16 موضوع | لینک ثابت
چه کسی بی خبر،
یکهو،
این "پایان" را
وسط قصه ی ما نوشت؟
...
نوشته شده توسط نعیمه در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 ساعت 18:7 موضوع | لینک ثابت
پنجره را باز می گذارم
از وقتی به خواب هایم می آیی
زیباتر شده ای!
امروز هم بی تو گذشت
هنوز دیر نشده،
راه بازگشت
همیشه کوتاه تر است...
"پژمان الماسی نیا"
نوشته شده توسط نعیمه در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 ساعت 2:26 موضوع | لینک ثابت
این روزها هم
می گذرند...
به بهای از دست دادن تو
"پژمان الماسی نیا"
نوشته شده توسط نعیمه در شنبه چهاردهم شهریور 1388 ساعت 21:51 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
امروز دانستم که نمی توان خورشیدی دوباره ساخت.پس به رنگ سرخ،خورشیدی بر سقف کلبه ی گلین خود کشیدم.اما نمی دانم چگونه می توانم همه ی مردم را در کلبه ی کوچک خود جای دهم،شاید کسانی در این میان کشته شوند...
×××××××××××××××××××
مدتهاست كه ديگر نوشتن را فراموش كرده ام
مطالب وبلاگم نوشته ي خودم نيست
قرض گرفته ام...اين دفعه هم نشد كه خودم بنويسم
...باشد
همه اش از دوستان بماند،تا بعد
شايد روزي توانستم دوباره مثل قديم بنويسم
فهرست اصلی
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
طراح قالب
POWERED BY