تبليغاتX
تمام آنچه از من باقیست...
 

 

تمام آنچه از من باقیست...

 

 

سنگی بر پیشانیِ سنگیِ کوهی خورد؛سنگ شکست،کوه خندید.روزی کوه می شکند...خواهی دید.

 

 

             

 

 

درباره وبلاگ

امروز دانستم که نمی توان خورشیدی دوباره ساخت.پس به رنگ سرخ،خورشیدی بر سقف کلبه ی گلین خود کشیدم.اما نمی دانم چگونه می توانم همه ی مردم را در کلبه ی کوچک خود جای دهم،شاید کسانی در این میان کشته شوند...

×××××××××××××××××××
مدتهاست كه ديگر نوشتن را فراموش كرده ام

مطالب وبلاگم نوشته ي خودم نيست

قرض گرفته ام...اين دفعه هم نشد كه خودم بنويسم

...باشد

همه اش از دوستان بماند،تا بعد

شايد روزي توانستم دوباره مثل قديم بنويسم


فهرست اصلی

صفحه اصلی

آدرس ایمیل

آرشیو وبلاگ


نوشته های پیشین

مرداد 1387

تیر 1387

خرداد 1387

اردیبهشت 1387

فروردین 1387

اسفند 1386

آذر 1386

آبان 1386

مهر 1386

شهریور 1386

تیر 1386

خرداد 1386

اردیبهشت 1386

فروردین 1386

اسفند 1385


طراح قالب

H A M E D


  RSS  

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

     

روز هاي اندكي پشت سر گذاشته ام

يكي از روزها

آن چه كه نبايد از دست دادم

روزهاي بسياري پيش رو دارم

بي واهمه رهسپار مي شوم

چرا كه ديگر چيزي براي از دست دادن ندارم

چرا كه يكي از روزها

از دست داده ام آن چه كه نبايد...

 

نوشته شده توسط نعیمه در ساعت موضوع: | لینک ثابت



من مانده ام و...

رفت

و عدد چرخید به ۳

و فکر اینکه این عدد چند چرخ دیگر می زند

رفت

با تمام خوبی های دروغ و راست

رفت

با تمام بدی های راست و دروغ

رفت

مثل آبی که از ناودان چشم رفت

رفت

با بغلی از شکست و پیروزی

و غزل های تار

رفت

و یک سال دیگر هم گذشت

و جعبه ی خاطراتش شوت شد توی انباری

.

و حالا من مانده ام و خالهای بی پروانه

من مانده ام و بغض های کم رو

من مانده ام و ته مانده هایی از چرک و خون

و ۳۶۵ روز دیگر...

.

.

.

سال نو یتان خوب.

 

نوشته شده توسط نعیمه در ساعت موضوع: | لینک ثابت



 

 

 

 

 

 

T E M P L A T E     D E S I G N E D     B Y     H A M E D     A L I V E R D I